فال حافظ با تعبیر و تفسیر

روخوانی دلنشین فال حافظ با صدای استاد موسوی گرمارودی

شماره اختصاصی فال جهت مشاوره فال آنلاین : 158

جهت ثبت مشاوره آنلاین، شماره فوق را به خاطر بسپارید


بی مهر رخت روز مرا نور نماندست

وز عمر مرا جز شب ديجور نماندست

 

هنگام وداع تو ز بس گريه که کردم

دور از رخ تو چشم مرا نور نماندست

 

می‌رفت خيال تو ز چشم من و می‌گفت

هيهات از اين گوشه که معمور نماندست

 

وصل تو اجل را ز سرم دور همی‌داشت

از دولت هجر تو کنون دور نماندست

 

نزديک شد آن دم که رقيب تو بگويد

دور از رخت اين خسته رنجور نماندست

 

صبر است مرا چاره هجران تو ليکن

چون صبر توان کرد که مقدور نماندست

 

در هجر تو گر چشم مرا آب روان است

گو خون جگر ريز که معذور نماندست

 

حافظ ز غم از گريه نپرداخت به خنده

ماتم زده را داعيه سور نماندست


تفأل از دیوان حافظ - فال روزانه حافظ تعبیر فال حافظ تفأل از دیوان حافظ - فال روزانه حافظ

کاربر گرامی چنانچه نسبت به فالی که گرفته اید سوال دارید و یا تعبیر و تفسیر آن را می خواهید بدانید و یا می خواهید فالی درست و صحیح توسط مشاورین سامانه برای شما گرفته شود می توانید با ثبت مشاوره آنلاین ، مشاوره ای آنلاین و کاملا متفاوت را در زندگی خود تجربه نمایید . آنانکه به این سامانه یکبار اطمینان نمودند ، مدت هاست که جزء همراهان وفادار سایت شده اند .

بنابر اصرار خیلی زیاد کاربران و علاقمندان به تعبیر فال حافظ ، نمونه ای از یک تعبیر قدیمی از غزل فوق که به نیت فال حافظ از دیوان حافظ انتخاب کرده اید ، در مفهوم عام و بسیار کلی و البته پرمفهوم را در ذیل آورده ایم ، ولی یادتان باشد که در این تعبیر ، از مواردی که در جهت رشد معنوی و فکری شما مؤثر هست کمک بگیرید و از مواردی که برای شما ابهام دارد و یا می خواهید نسبت به دیگران قضاوت نمایید جداً و جداً خودداری نمایید که دامن خود را به گناه آلوده نسازید.

شما هم می توانید؛ همانند بسیاری از کاربران محترم، از امکان مشاوره آنلاین فال حافظ که در اختیارتان قرار داده ایم ، استفاده نمایید تا به کمک مشاوره، بتونید تعبیر درستی از ابیات و تفأل خود به دست آورید و یکی از دغدغه های خود را حل و فصل نمایید.

تعبیر فال حافظ

ای صاحب فال و ای صاحب طالع دوست داشتن و محبت خصلتی است که خداوند در نهاد تو امانت گزارده اما تو درین راه افراط می کنی کسی را دوست داری که در حال حاضر از او دور هستی اما چاره ای نداری ، بی جهت خود و اطرافیان را با رفتار هزن آلود آزرده مکن . اگر صبر داشته باشی به مقصود می رسی و از وصال یار هم متنعم می گردی توکلت بر او باشد . که یاور همه است .


فال حافظ با نیت درست بگیر


یک همچنین امکانی به صورت زنده و پاسخگویی در سراسر مدت شبانه روز ، برای اولین بار در کشور و بی نظیر می باشد لذا شما را دعوت می کنیم تا با ثبت مشاوره آنلاین تعبیر فال حافظ ، به صورت خاص از تعبیر صحیح و اختصاصی مربوط به نیتتان بهره مند شوید .

ثبت مشاوره آنلاین


فال حافظ با تعبیر آنلاین



تأثیر پرخاشگری والدین بر کودکان

پرخاشگری در هر حد و اندازه‌ای که باشد می‌تواند تأثیر مخرب خود را داشته باشد، حال‌آنکه اگر از سوی والدین و بر روی فرزندانشان صورت پذیرد که اثربخشی دو برابری را باید شاهد باشیم، الگوپذیری کودکان از والدین خود ازیک‌طرف و حضور دائمی آن‌ها در فضایی پر از فشار عصبی می‌تواند آینده زندگی آن‌ها را تحت‌الشعاع خود قرار داده و تئوری زندگی‌شان را به‌گونه‌ای نامطلوب تعریف نماید، حال هرچه این رفتارهای پرخاشگرانه در سنین پایین‌تر و در زمان شکل‌گیری شخصیت کودک باشد خطرناک‌تر و هرچه به سنین نوجوانی نزدیک‌تر گردد باعث برهم خوردن آرامش و توازن اخلاقی نوجوان می‌گردد و در سنین جوانی به‌عنوان شاکله‌ای از وی بروز می‌کند و بدین ترتیب ساختار خانوادگی شخصی جوان را نیز در آینده مخدوش می‌نماید، والدین به‌عنوان ریشه و اساس شکل‌گیری رفتاری نسل آینده بوده که تا خود نتوانند در رابطه دوسویه میان همسران به امنیت و آرامش قابل‌قبول دست یابند، نمی‌توانند نسل آینده را افرادی قوی، متکی به نفس و بلوغ‌یافته تربیت نمایند.

اعتمادبه‌نفس پایین و افسردگی دو مقوله‌ای است که اغلب کودکانی که در برابر پرخاشگری والدین قرارگرفته‌اند باید آن را تجربه نمایند، زیرا آن‌ها منزل را که باید محل امنی برای رفع مشکلات خود بیابند فضایی تنش‌زا می‌بینند که بیشترین خشونت و ناامنی به آن‌ها در آنجا روا می‌شود، به همین دلیل فضای خانواده چه ازلحاظ برخورد والدین با یکدیگر و چه ازلحاظ برخورد با فرزند بسیار مهم است و هرکجای این روابط دارای خلل و نقصی باشد تأثیر مستقیم خود را بر کودکان آن خانواده خواهد گذاشت، پرخاشگری یک نیروی نهفته و کنترل‌شده است که درجای مناسب خود تخلیه نشده و زمینه بروز آن محیا نگشته و حال خود را به بدترین شکل ممکن نشان داده است، اگرچه پرخاشگری مانند یک سیل ویرانگر بوده که فرد، خانواده و جامعه را درگیر خود می‌کند اما ازلحاظ اجتماعی، هم قابل‌آموزش و هم قابل‌پیشگیری و کنترل است و می‌توان مانند یک بیماری به درمان و رفع آن فکر کرد و راه‌کارهای مؤثر برای نابودی آن را یافت.

عوامل بسیاری در پرخاشگری افراد دخیل است که از آن‌ها می‌توان به این موارد اشاره نمود:

v      ناکامی‌های مکرر در مواجه با مسائل اساسی زندگی

v      وجود مدل‌های پرخاشگرانه در محیط کار، زندگی، همکاران

v      تربیت ناصحیح والدین در کودکی و مبتنی بر پرخاشگری

v      عامل وراثت و ژنتیکی

v      اکتساب و آموختن پرخاشگری به‌عنوان یک عنصر محبوب

v      سطح توقعات بالا و انتظارات غیرواقعی

v      نابسامانی‌های خانوادگی

v      تأثیر نامطلوب خشونت‌های رسانه‌های مختلف

بسیاری از کودکان براثر تربیت‌های ناصحیح و لمس صحنه‌های خشونت‌آمیز، پرخاشگری را بهترین راه‌کار برای رسیدن به خواسته‌های خود دانسته به همین دلیل روزبه‌روز میل و رغبت آن‌ها نسبت به این مقوله شوم اجتماعی افزایش پیدا می‌کند، بحث‌وجدل، پرهیز از بردباری، صدمه زدن، درگیری، تخریب، ضرب و شتم و در بسیاری موارد قتل می‌تواند از عواقب دردناک بی‌توجهی به نهادینه شدن پرخاشگری و خشونت در کودکان باشد پس بدین طریق نمی‌توان گفت این مقوله منشأ غریزی و ذاتی داشته و آموزش در حل آن هیچ نقشی ندارد، بلکه آموزش به‌موقع و دقیق و درکنارآن ایجاد فضای امن و تلقین آرامش با دورهمی های دوستانه و وارد نمودن لطافت ذاتی اشعار و بهره بردن از فضاهای مناسبی که فال حافظ بر جو حاکم می‌کند حتی بر عوامل ژنتیکی نیز می‌توان فائق آمده و به فرد کمک کرد تا مشکلات ذاتی و شخصیتی خود را شناخته و سپس به‌راحتی آن‌ها را حل‌وفصل نماید.



انرژی‌درمانی و ماساژ درمانی زنان توسط مردان

امروزه بحث ماساژ درمانی با حمله بی‌رحم دردهای عضلانی و مفصلی پررونق‌تر از گذشته دنبال می‌شود، آرامش و رهایی از دردهایی که لحظه‌ای آدمی را رها نمی‌کنند، باعث شده افراد به هر پیشنهادی روی خوش‌نشان داده و با پذیرفتن و زیر بار رفتن هر سخنی بخواهند از شربیماری خود رها شوند، حال‌آنکه گاه در دام شیادانی به ناخواسته گرفتار می‌آیند که نه‌تنها دردی از دردهای قبلی را نمی‌کاهند بلکه حیثیت و آبروی چندین ساله خانوادگی آن‌ها را نیز بر باد می‌دهند، انرژی‌درمانی و ماساژ درمانی زنان توسط مردان، امروزه حقه جدیدی است که برخی افراد برای رسیدن به تمایلات شیطانی خود آن را دست‌آویزی قرار داده و بدین‌وسیله به خواسته‌های سوء خود می‌رسند، متأسفانه بسیار فزونی گرفته است و البته از آن‌طرف نیز تعداد افرادی که در دام این حقه‌ها گرفتار می‌آیند کم نیستند که با ادعای آزار و اذیت به مراکز پلیسی مراجعه کرده و درخواست احقاق حقوق خود رادارند، اما آنچه در اینجا بازیچه قرارگرفته آبروی و روح و روان افراد است که نمی‌توان آن را با هیچ کالای گران‌بهایی مقیاس نمود و موردسنجش قرارداد.

اگرچه نمی‌توان تأثیر مفید ماساژ درمانی را که توسط مراکز تخصصی و معتبر به‌منظور بازگرداندن سلامتی به افراد انجام می‌پذیرد را نادیده گرفت، اما این هوش و تیزنگری افراد است که کمک می‌کند در دام سودجویان قرار نگرفته و عمر و زندگی‌شان را پایمال هوس رانی‌های آن‌ها نگردانند، توجه به موازین شرع و حفظ حریم محرم و نامحرم و با شدت و دقت فراوان آن را دنبال نمودن، باعث می‌شود آدمی از این خانه‌های فساد و مراکز تباهی تا حد امکان فاصله گرفته و عواقب شوم آن گریبان فرد را تا آخر عمر نگیرد، موازین شرعی که گاه افراد با بدبینی و به‌عنوان مسائلی دست و پاگیر بدان می‌نگرند، همان منجی‌های نجات‌بخش بشرند که در هر دوره و زمان توسط مردمان آن ارزش و قرب نهاده شده‌ باشند، می‌توانند با توانی مضاعف آن‌ها را به کمال واقعی و مرتبه و شأن والای انسانی راهنمایی کنند و هر قوم و ملتی که این آموزه‌ها را رها نموده‌اند، نتیجه‌ای جز نابودی و گرفتاری زندگی‌ در لنج زار شهوت و بی‌بندوباری برایشان نداشته است.

انرژی‌درمانی و ماساژ درمانی زنان توسط مردان نیز از این مقوله خارج نبوده و نشانی از رابطه بی‌قیدوشرط و اختلاط دو جنس مخالف را می‌رساند که مسلماً ثمری جز تباهی هر دو طرف را به دنبال ندارد، برخی دنیای خود را بربادرفته می‌یابند و برخی دیگر دنیا و آخرت را هر دو در چاه تباهی گرفتار خواهند نمود، تنها راه خلاصی از ترفندهای جدید شیطان رانده‌شده که هرروز متناسب با نیاز مردمان آن دوره رنگ و طرحی جدید به خود می‌گیرد، پناه بردن به خالق یکتا و انوار نورانی است که جانشینان خود بر روی زمین قرار داده است، آنچه تحقیق‌های علمی نشان می‌دهد منبع بسیاری از دردهای ما ریشه در اضطراب‌هایی دارد که بیشتر آن به دلیل‌های واهی و بی‌اساس برمی‌گردد، حال‌آنکه آدمی می‌تواند درمان اضطراب‌های خود را در راز و نیاز با منبع خیر و آرامش و گاه در سایه امن غزلیات و فال حافظ و گاه در جمع‌های دوستانه و صمیمی بیابد و بدین‌صورت راه‌های نفوذ شیطان و افراد شیطان‌صفت را بر خود ببندد.



جرم نشر اکاذیب در قانون مجازات اسلامی

در قانون مجازات اسلامی برای دو جرم اظهار سخنان کذب و انتساب اعمال خلاف واقعیت به هر شخص یا مقامات رسمی مجازاتی مشخص در نظر گرفته‌شده است، حال فرقی نمی‌کند که این اعمال به کمک هر یک از مقالات رسمی، نامه، شکوائیه، مراسمات، تهیه اوراق چاپی و... انجام‌شده باشد، به‌هرحال با چنین عملی ضرر مادی یا معنوی را که فرد به سازمان و شخص وارد نموده که شامل دو مصداق اعمال مجرمانه خواهد بود، باید به‌طور کامل برعهده‌گرفته و به حبس از دو ماه تا دو سال یا شلاق تا ۷۴ ضربه محکوم می‌شود، زیرا این دو موضوع باعث ایجاد اضطراب و تشویش اذهان عمومی گشته به همین دلیل باید موردتوجه ویژه قرار ‌گیرد،  افترا و توهین به اشخاص از طریق انتشار عکس یا کاریکاتور نیز بر اساس همین قانون جرم محسوب شده و انتشار هر نوع مطلب مشتمل بر تهمت، فحش و به کار بردن الفاظ رکیک یا نسبت‌های توهین‌آمیز و نظایر آن به اشخاص ممنوع و در صورت بروز با برخورد قانونی مواجه خواهد شد.

پاک‌سازی جامعه از هر نوع رذایل اخلاقی مطلوب دین مبین ما است و پیامبران الهی و پرچم‌داران خیر و نیکی مانند ادیبان، فیلسوفان، شاعران و... همیشه افراد را به فرزانگی و پرهیز از مجادله‌های بی‌اساس و آلوده نمودن زبان، دل و دیده به ناپاکی‌ها سفارش نموده‌اند، اگر فال حافظ را به‌عنوان برجسته‌ای که سال‌هاست نقل مجلس و دُرّ گران‌بهای علم و ادب است را مروری نمایید، اشعارش را پر از نصایحی خواهید یافت که می‌توان در آن‌ها پرهیز از اخلال به مبانی اسلامی و احترام به حقوق عمومی و خصوصی افراد را با وضوحی دوچندان مشاهده نمود، ازاین‌رو توهین به مقامات، نهادها، ارگان‌ها و هر یک از افراد کشور و توهین به اشخاص حقیقی و حقوقی که حرمت شرعی دارند، از طریق انتشار عکس و... را نمی‌توان تحت هر شرایطی به‌عنوان یک مسلمان برای خود و دیگران حق دانست و تمام کسانی که اقدام بدان می‌نمایند را مستحق مجازات ندانست.

ازاین‌جهت در قانون مجازات اسلامی هر عمل مشتمل بر تهمت یا افترا یا فحش و الفاظ رکیک یا نسبت‌های توهین‌آمیز و نظایر آن نسبت به اشخاص ممنوع بوده و اگر نگاهی به آموزه‌های دینی خود نیز بی اندازیم آن را برای یک فرد دین‌دار ناپسند دانسته‌اند و البته احقاق حقوق و تعقیب جرائم نیز برای فرد ضرر دیده امکان‌پذیر و از سوی محاکم قضایی مورد رسیدگی و حکم لازم‌الاجرا است، اعاده حیثیت و کسر اعتبار ممکن است جزء مواردی باشد که ضرر دیده درخواست احقاق آن را داشته باشد در این صورت نیز به تشخیص دادگاه تمامی اقدامات لازم برای بازگرداندن حیثیت ازدست‌رفته باید به‌صورت تمام و کمال صورت پذیرد، در سایه چنین تیزنگری دین اسلام است که حقوق افراد پاس شمرده‌شده و تمامی ساکنان یک جامعه می‌توانند، امنیت و آرامش را با تمام وجود خود درک نمایند، مجازات اسلامی همیشه بر قاعده عدالت استوار بوده و قاضیان دادگاه‌ها موظف به اجرای همه‌جانبه آن هستند و نظارت بر صحیح اجراشدن احکام می‌تواند اعتماد را در تمامی زوایای جامعه ریشه‌دار نماید و انس و الفت را که دست‌ساخته عدالت است را بر روابط حاکم کند.



کنکور و کاسبی‌های افراد سودجو از آن

تب‌وتاب کلاس‌های کنکور که حتی خانواده‌ها با درآمد کم و محدود را امروزه درگیر خود نموده است، چنان دامنه وسیعی را به خود اختصاص داده که می‌توان آن را به یکی از پردرآمدترین مشاغل در جامعه کنونی ما به‌حساب آورد که با افزایش علاقه خانواده‌ها به ورود فرزندانشان به دانشگاه اوضاع به سامانی را برای این مراکز فراهم نموده و کسب مبالغ بالا بین 10 تا 100 میلیون تومان را می‌توان برای آن‌ها برآورد نمود، تدارک این هزینه‌ها که باعث محدودتر شدن شرایط اقتصادی خانواده‌ها می‌شود، علاوه بر عواقب بد اجتماعی و خانوادگی تشکیل سازمان‌های موازی در رقابت با نظام آموزشی کشور را به دنبال دارد که در برخی از آن‌ها با وعده‌های غیرواقعی سعی در خارج نمودن پول بیشتر از جیب متقاضیان خود دارند، ترغیب به مدرک‌گرایی بدون مهارت و افزایش حساسیت جامعه به مقوله کنکور که در این مؤسسات با شدت و قوت زیادی دنبال شده و به‌عنوان یک فرهنگ به جامعه القا می‌شود باعث شده این مؤسسات را به تهدید جدی برای جوامع ما تبدیل نماید.

امروزه نیاز جامعه ما آموزش‌های مهارتی است که به مدد آن معضل اشتغال از جامعه برچیده گردد و جامعه‌ای که مدرک‌گرایی به‌اندازه‌ای رواج یافته که جایگاه مهارت را نابود نموده و به تسخیر خود درآورده است دیگر کمتر افراد میل به کارآفرینی داشته و اتکای به یک برگه به‌عنوان مدرک تنها هدف متعالی آن‌ها خواهد بود و تلاش و کوشش برای این منظور که تک تک افراد جامعه بر روی پای خود ایستاده و بر اساس مهارت‌های شخصی به کسب درآمد بپردازند روزبه‌روز کمرنگ‌تر می‌شود و فرصت‌های ناب و طلایی شکل‌گیری خلاقیت و نشاط دانش آموزان که لازمه یک زندگی ایدئال در آینده است در سایه چنین تمهیداتی که فقط سودجویی عده‌ای محدود در پشت آن پنهان گشته نابود و از بین می‌روند، تحریک خانواده‌ها به حضور فرزندانشان در چنین مراکزی به بهانه پیشرفت بیشتر و اقناع عموم بر درس خواندن و صرف زمان زیاد برای این منظور تنها تلاشی در جهت منافع شخصی این افراد است، حال‌آنکه آموزش‌های مهارت محور با افزایش خلاقیت، تشویق به رابطه اجتماعی گسترده‌تر، تعامل سازنده‌تر، عادت‌های ذهنی مطلوب و... می‌تواند جامعه‌ای پویاتر، بانشاط ‌تر و سازنده‌تر را پدید آورد.

استرس، مشکلات جسمی، عدم توازن و حتی دوری از خانواده و جامعه مشکلاتی است که اغلب دانش آموزان ما با آن سروکار داشته و آن را در طی مراحل تحصیل خود بارها و بارها تجربه نموده‌اند و آنچه درنهایت کسب کرده‌اند حجم وسیعی از محفوظاتی است که نه‌تنها مهارتی را به آن‌ها آموزش نداده بلکه کارکردی معکوس نیز داشته و آن‌ها را به‌سوی اعمال غیرواقعی سوق داده است، دست زدن به اموری چون انواع طالع‌بینی‌ها و فال حافظ و بخت و اقبال سنجی به‌جای متکی شدن بر واقعیت در هنگام درس خواندن و مراحل کنکور از نتایجی است که سطحی‌نگری برای قشر جوان ما به دنبال دارد، تمسک به غزلیات شیرین حافظی که آموخته‌های معنوی خود را در قالب اشعاری نقض برای صاحبان درک و فهم بیان می‌کند و کسب آرامش روحی و برقراری ارتباطی تنگاتنگ با خالق هستی از پس نشاطی که دست آورده همین اشعار ناب است، اگرچه می‌تواند اثرگذار باشد، اما اگر بخواهیم نتایج کار نیک و بد خود را فقط به آن واگذاریم و دوراندیشی را از بطن زندگی خود خارج نماییم حتی درس‌های نهفته در این غزلیات نیز راهی برای بیراهه‌های ما بازنخواهد کرد.



مقاله ارزشمند پیرامون ازدواج

ازدواج موقت و ازدواج سفید

اگرچه جامعه ما ادعای دین‌داری خود را به گوش جهانیان رسانده و حفظ شئونات اسلامی یکی از اساسی‌ترین قوانین جاری کشور است اما آنچه نگران‌کننده بوده و حضور منحوسش در جای‌جای فرهنگ ما احساس می‌شود و رسانه‌های تصویری غرب نیز بر آن دامن می‌زنند رواج خاموش و پنهانی ازدواج موقت و ازدواج سفید است که زنگ خطر تمامی جامعه شناسان و روانشناسان را از حضور آرام و بی‌صدا اما خطرناکش بلند کرده است، زیرا این فرهنگ بیگانه می‌کوشد تا باهدف گیری جوامع اسلامی تیرهای شیطانی شهوت و تبعیت از غرایض جنسی را به‌سوی آسیب‌پذیرترین گروه جامعه نوجوانان و جوانان روانه سازد و آن‌ها را در دام فساد و تباهی اسیر و خار گرداند.

اگرچه ازدواج موقت با چهره‌ای شرعی پای به عرصه جامعه می‌گذارد تا فشارهای مذهبی را از روی خود بردارد اما آنچه در بطن خود پدید می‌آورد هجوم یک‌باره بی‌بندی به مسائل خانوادگی و حرمت یک زندگی زناشویی است که به‌راحتی شکسته شده و آنچه پررنگ‌تر از قبل خودنمایی می‌کند فرورفتن خانواده در چاه ظلمانی شهوت‌رانی است که در این هنگام این تنها نسل جوان و بعضاً مجرد نیست که یک‌تنه آسیب می‌بیند بلکه خانواده‌ها با طول عمر بالا نیز در دام این هوس رانی افتاده و ستون‌های زندگی‌شان پای مال شهوت‌رانی‌های بی‌قیدوبند خواهد شد و اگر این سوال را ازدیوان حافظ هم بپرسی به تو خواهد گقت که چه اتفاقی خواهد افتاد و نتیجه این عمل به اصطلاح ازدواج سفید با چه شعر و غزلی از دیوان حافظ تعبیر خواهد شد و فال حافظ با تعبیر جالبش روشنگری خواهد نمود.

ازدواج سفید که مدلی نوظهور از ازدواج را به نمایش می‌گذارد و به تازه ریشه‌های خود را در پهنه سرزمین پاک ما پهن کرده، باقدرتی فراتر از تصور در حال رشد و مانند طاعون همه‌گیر شده است و هنگامی‌که در اعماق وجودی آن نفوذ می‌کنیم درمی‌یابیم ازدواج سفید یعنی قطع همه وابستگی‌ها در فرد، حال می‌خواهد وابستگی به اعتقادات باشد و یا مذهب، خانواده باشد و یا عشق، تعلق‌خاطر یا تعهد، فداکاری و هر آنچه آدمی را به کمال انسانی خود نزدیک می‌کند، ازدواج سفید انسان نمی‌خواهد برده‌ای اسیر شهوات می‌خواهد که برای رسیدن به آن حاضر باشد هر قیدوبندی را گسسته و تا می‌تواند در ته چاه سیاه و ظلمانی مسائل غیراخلاقی رها شود.

افزایش ازدواج موقت در جامعه ازنظر کارشناسان یعنی بنا نمودن خانه‌ای بر آب و تولد کودکانی بدون سرپرست و بالا رفتن حجم بی‌اعتمادی و ازهم‌گسیختگی خانواده‌ها و حال‌آنکه ازدواج سفید در مرحله بعدی آن قرارگرفته و به معنی فرورفتن در لجن زاری که دست‌ساخته افرادی است که نه از تعهد چیزی می‌دانند و نه به مسائل مذهبی اعتقادی دارند و حال می‌خواهند با گنجاندن لفظ ازدواج تسکینی باشند بر این زخم کاری و به کمک آن ذهن جوان ما را به‌سوی شرعی بودن منحرف نمایند، رواج این نوع ازدواج‌ها در جامعه یعنی فروخوردن نیازهای عاطفی، سرکوب هیجانات مثبت، فشارهای عصبی، کاهش ازدواج دائم، افزایش بیماری‌های جنسی، افزایش طلاق، تنش‌های روانی و سقوط در تباهی که آرزوی تمامی کسانی است که پیشرفت ایران و ایرانی مانند خاری در چشم آن‌ها فرو می‌رود و اگر جوان ایران این حیله را نشناسد و در دام آن گرفتار آید درواقع رها شدن در شوره زاری است که از مدت‌ها پیش برای وی ساخته‌وپرداخته شده است، ازدواج موقت یک عقد با مدت معین و مهریه‌ای معلوم است حال‌آنکه در یک ازدواج سفید تمامی حقوق مادی و معنوی زن پایمال هوسرانی شده و آنچه از او باقی می‌ماند کوله باری از خشم فرو خرده و آبروی بربادرفته و بسیاری اثرات و تبعاتی است که همگی دامن‌گیر زن خواهد شد و مسلماً مردان نیز در چنین جامعه آشفته‌ای روی خوشی و نشاط را نخواهند یافت.

کسانی که برای ازدواجشان از فال حافظ بهره می گیرند و با اهل دلی مشورت می کنند امید آن را دارند که در این مشکلات نیفتند.



مردان خیانت‌کار و زندگی زناشویی

اگر بخواهیم مهم‌ترین آفت زندگی های مشترک امروزی را در جوامع جست‌وجو نماییم شاید خیانت که در گام اول فقط با جنبه تفریح و کمی کسب هیجان صورت می‌گیرد خود را با شدتی روزافزون به نمایش گذاشته است و کمر به فروپاشی زندگی ها بسته و البته همتش نیز بی‌نتیجه نبوده و می‌توان آثار شوم آن را در افزایش طلاق و آسیب‌های زندگی مشترک دید، امروزه مشکل خیانت و در قالبی پررنگ‌تر مردان خیانت‌کار که اغلب تعداد آن‌ها بیشتر از بانوان است، بخش عمده‌ای از ایجاد مشکل در رابطه‌های زناشویی را به خود اختصاص داده است، اما آیا مردانی که مایل‌اند یک عشق جدید و پنهانی را تجربه نمایند علاقه چندانی به زندگی گذشته خود ندارند، بررسی‌ها نشان می‌دهد بسیاری از مردان باوجود علاقه و وابستگی شدید که به همسر خوددارند و از طرفی فرزندانشان را جزئی از وجود خود می‌دانند، تصمیم به وارد نمودن فرد سومی به‌عنوان یک معشوقه نموده تا آنچه را که در طی زندگی مشترک کم‌رنگ‌تر شده و از هیجان روزهای اولیه آن کاسته گردید دوباره و در فضایی جدید بازسازی نمایند.

احترام و دوستی شاید بزرگ‌ترین نعمتی باشد که می‌تواند باعث تداوم زندگی های مشترک گردد، اما گاه از اولویت خارج‌شده و ملاک‌های سست دیگری جایگزین آن می‌گردد، ازاین‌رو مردان را تشویق به ورود به عرصه‌ای به نام خیانت کرده تا فارغ از مسئولیت‌های خانه و خانواده مکان امنی برای استراحت را بیابند و در قالب یک عشق جدید مشکلات روحی و روانی خود را حل نمایند، حال ممکن است در این میان به همسر خود نیز بسیار علاقه‌مند بوده و احساس نمایند بدون حضور وی مدیریت منزل به‌کلی از دستشان خارج خواهد شد، پس درواقع خیانت فقط یک امتحان و تجربه جدید بوده و تصمیمی قاطع بر ترک زندگی و نابودی و در اصطلاح طلاق، حتی در فکر و ذهن مردان نمی‌گذرد، حال در این میان این اتفاق شوم حتی ممکن است در میان مردانی رخ دهد که به‌ظاهر محترم و بسیار خانواده‌دوست هستند فقط آن‌ها این گمان اشتباه را در سر می‌پرورانند که خیانت جذابیتی فوق‌العاده داشته و می‌تواند حس هیجان‌طلبی آن‌ها را ارضاء نماید.

البته نمی‌توان این موضوع را انکار نمود که بسیاری از آن‌ها نیز به مسئولیت‌های خود به‌عنوان همسر و پدر بی‌توجه بوده و با یافتن یک عشق که گمان می‌کنند نیمه گمشدۀ آن‌ها است تمامی تعلقات و وابستگی‌های خود را به زندگی مشترک گذشته رها کرده و طلاق را به‌عنوان بهترین راه‌کار برمی‌گزینند و صدمات روحی و عاطفی زیادی را به همسر و فرزندان خود وارد می‌کنند، اما اکثر آن‌ها نیز بعد از جدایی متوجه علاقه و عشق بی‌نهایت خود به همسرشان شده و از کردار و خیانت خود پشیمان می‌شوند، فقط در این میان گاه خیانت زنان به فرض انتقام و باگمان آنکه حق مسلم آن‌ها بوده اوضاع را بحرانی‌تر نموده و گره‌های ناگشوده را بر روی‌هم می‌اندازد، توجه به پرهیز از خیانت و رابطه نامشروع با جنس مخالف برای تمامی زنان و مردان مسلمان از سوی آموزه‌های دینی و اخلاقی بزرگان دین و فرهنگ بسیار موردتوجه بوده است و بار منفی دنیایی و اخروی آن را همیشه به‌تمامی افراد گوش زد نموده، فال حافظ غزلیاتش ناب و راه گشا و آرامش‌بخش است و آنگاه‌که آدمی را با پندهای لطیف خود به حیا و عفت و پاک‌دامنی فرامی‌خواند و زندگی عرفانی و روحانی را بر دل بستن به پلیدی‌های شیطانی برمی‌گزیند، گویی ناخواسته نفرت و بی زاری خود را از اصطلاحات رایج امروزی چون خیانت، فساد، بی‌بندوباری، بی‌عفتی و... بیان می‌کند.



مقاله ارزشمند پیرامون حافظ و فال حافظ

رشد بی‌رویه طلاق و نقش حافظ در بازدارندگی از طلاق
ورود زندگی‌های سنتی به مدرن، گویی موجی از ناآرامی‌ها را با خود همراه نمود که طلاق نمونه‌ای نادر و چشم‌گیر در آن است، اگرچه همگان گمان می‌کردند چرخ‌های مدرنیته فقط باهدف ایجاد صلح و آرامش جهانی به گردش درآمده اما دیری نگذشت که شاهد تأثیر مثبت و منفی آن توأمان در زندگی بشر امروز بودیم، بی‌بندوباری و فرار از مشکلات و ایجاد تصورات واهی و خیالی از زندگی مشترک تنها بخشی از تأثیر مخرب مدرنیته بود، باز شدن ردپای رسوم غلط و دست و پاگیر صبر و بردباری را از جوان تشنه سرعت گرفته و در وی که مایل است یک‌شبه ره صدساله را طی کند هیچ اثری از واقع‌بینی و درک صحیح شاهد نیستیم، جوانی که در مواجهه با مشکلات به‌جای روی آوردن به شناخت صحیح و حل آن با بسیاری مسائل نیک اخلاقی غریبه و ناآشنا است و گاه برای آسودگی خیال به فال حافظ و تفسیر آن گریزی می‌زند و گاه خود را گرفتار خرافات می‌کند و بنای ناسازگاری گذاشته و راحت‌ترین راه یعنی طلاق را برمی‌گزیند.
حال‌آنکه حفظ یک زندگی مشترک نیاز به عزمی فولادین و دیدی واقع‌گرایانه از زندگی مشترک و مشکلات پیش روی آن دارد تا در سایه اعتقاداتی محکم و استوار و ساختن ظرفیت‌های عظیم و درکی واقعی و منطقی بتوان از پس فراز و نشیب‌های فراوان کشتی زندگی را به ساحل امن رسانده و در این میان نسلی سرخورده و مأیوس را به جامعه آینده تحویل نداد و سالیان سال بتوان طعم شیرین باهم بودنی سازنده و پویا را در کام خود و همسر ریخت تا هر دو در کنار هم به بالندگی و رشد دست یابند و بتوانند آرامش را تجربه کرده و فال حافظ را برای چاشنی لحظات باهم بودن به کاربندند نه برای آگاهی از آینده تلخ طلاق و جدایی‌شان.
قداست نهاد خانواده که حال دست‌خوش خزان معضل و آسیب بزرگ اجتماعی چون طلاق گشته است اگرچه مورد بی‌مهری مسئولان است و بی‌توجهی به آن باعث افزایش روزافزون و همه‌گیر شدن آن گشته، ولی نمی‌توان نقش خانواده‌ها به‌عنوان سلول‌های بنیادی یک جامعه را نادیده گرفت، بالا رفتن سطح توقعات که افزایش مهریه‌های سنگین، مراسم‌های کمرشکن و تجملات بی‌حد در تهیه مسکن نمونه‌هایی از آن است باعث آسیب و تزلزل و ناپایداری بیش‌ازپیش این خانوادۀ تازه‌پا گرفته و جوان می‌شود، به صورتی که در خبرها آمار طلاق توافقی در رتبه سوم مراجعات به دادگاه‌ها قرارگرفته است حال اگر در این میان طلاق عاطفی و دست به فال حافظ روزانه بردن در تنهایی و گریز از خود و بیگانگی از تمام تعلقات را به آن اضافه کنیم که دیگر آمار، دستش از محاسبه کوتاه می‌شود.
واقعاً چه بلایی بر سر جامعه دین‌مدار ما آمده که جنبه معنوی عقد ازدواج بدین گونه کم‌رنگ شد و رشد بی‌رویه طلاق سایه شوم خود را بر آن گسترانید، کرامت خانواده و جایگاه فرهنگی و مذهبی آن به فراموشی سپرده شد و مسائل اقتصادی هویت جوان امروز ما را ساخت به‌گونه‌ای که ملاک اول و آخر یک زندگی ایدئال گشت و تهاجم فرهنگی نیز هم‌راستا با آن توانست ضربات جبران‌ناپذیری را بر پیکر نحیف یک خانواده جوان وارد نماید، آسیب‌شناسی‌های اصولی و کاربردی، برنامه‌ریزی‌های بنیادی، اتخاذ سیاست‌های فرهنگی و اجتماعی، آگاه‌سازی نسل جوان نسبت به حقیقت ازدواج و تشکیل خانواده و دور نمودن ذهن وی از آرمان‌گرایی و کوتاه‌نظری همگی می‌توانند تا حد زیادی به برطرف نمودن این مشکل در جامعه کمک کرده و بنیان خانواده را از ریشه اصلاح نماید.
از حافظ و فال حافظ در جهت تحکیم بنیان خانواده کمک بگیریم .



مقاله ارزشمند پیرامون حافظ و فال حافظ

پول‌پرستی و فال حافظ

از آن زمان که توجه به معنویات و سیر در تفاسیر و گشت‌وگذار در غزلیات معنوی چون فال حافظ با تعبیر کم‌رنگ شد و در مقابل مسائل کم‌ارزشی مانند پول به یک ارزش تبدیل گشت و زوایای زندگی انسان را دربر گرفت و تمام تلاش‌ها در راستای رسیدن به آن برنامه‌ریزی شد و ناامنی فکری در زمان نبود آن‌چنان گسترش یافت که دارویی برای مداوای آن یافت نگشت، پریشان‌حالی‌ها یکی پس از دیگری چهره شهرهای کشور را مخدوش نمود و نگرانی‌ها جزء جدانشدنی روزمرگی‌های ما شدند، درگیری‌های فکری ارزش‌های بسیاری را در نظر ما کوچک نمود و خوش‌بینی را از بطن زندگی ما دور کرد، این اتفاقات چنان متناوب و به‌آرامی در جزئیات زندگی ما رخنه نمود که آدمی متوجه نشد چگونه بذر کوتاه‌فکری در لایه‌های افکار و اندیشه‌اش پاشیده گشت و نیازهای سطحی و جزئی به کلیاتی حل نشدنی و مهم تغییر هویت دادند.

پول‌پرستی و منفعت‌طلبی خودخواهانه به مفهوم اجتماعی در تمامی رکن‌های زندگی کم‌کم پررنگ شد و آسیب‌های اجتماعی چهرۀ شوم خود را در جامعه نشان داد و زمینه‌ساز ناامنی‌های فراوان گشت و میل و طلب به افزون‌طلبی را در اقشار مختلف جامعه ریشه دوانده و همگی را درگیر نمود، این عمل توان و انرژی مضاعفی را از افراد گرفت و آدمی را خسته‌تر و مجروح‌تر از قبل نمود، آدمی که تلاش می‌کند اما از گذشته عقب‌تر رانده می‌شود، در چنین جامعه‌ای اگر زمانی درنگ نکنیم و به اصل و ریشه خود بازنگردیم سرنوشتی چون بالا گرفتن مشکلات جامعه نخواهیم داشت اگر لختی بی آساییم و فکر و جان خود را به آموزه‌های بی‌مثال دین بسپاریم و در نوازش روح‌بخش غزل و نیاز و نماز به سایه‌سار فال حافظ دست دراز نماییم و از غزلیات معنوی و بهشتی آن ذخیره‌ای برای خود برداریم شاید شعله‌های زیاده‌طلبی و منفعت خواهی خود را با خنکای آن خاموش‌کنیم.

هجوم یک‌باره میل به صنعتی شدن بدون زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی آدمی را تشنۀ اوج گرفتن در مادیات نمود و به دست آوردن پول و منفعت بیشتر را به یک نگرانی تمام‌نشدنی در وی تبدیل کرد و تنظیم قانون قواعد بین انسان‌ها را به دست خشن و خشک صنعت واگذار نمود و جامعه شهری که از یک‌سو مایل بود هنوز همان آداب زیبایی سنتی را اجرا نموده و بدان پایبند باشد در کنار غرش‌های بلند صنعت تسلیم و سازش‌پذیر کرد و چاره‌ای جز سرنهادن به خواصت های او را در خود ندید در گردباد پیش‌آمده به‌ناچار از فضای زیبا و آرامش‌بخش ذاتی معنویات فاصله گرفت و اگر تا چندی پیش تنفس در کوچه‌باغ‌های فال حافظ وی را سرزندگی می‌بخشید و آن را با لحظات زندگی خود همراه می‌کرد و هر صبح خود را با فال روزانه حافظ شروع و باختم آیه‌ای از قرآن به پایان می‌برد، حال دیگر خود را نیز فراموش کرده و اسیر زندان منفعت‌طلبی می‌یافت.

فال حافظ با تفسیر حیات بخشش زندگی را همان‌گونه که باید معرفی می‌کند نه غرق در مادیات و نه سلوکی معنوی و یک‌طرفه که هرکدام به‌تنهایی جز بی‌راهه نوید دیگری برای آدمی ندارد، مادیات و معنویات در فال حافظ در کنار هم و هم‌راستا رخ می‌نمایند و مانند دو کفه ترازو، توازن و اعتدال را به رخ می‌کشند و سعادت انسانی را در سایۀ چنین اعتدالی بیان می‌کنند.



حافظ در ذهن صیانت از بافت تاریخی شهرها راهی برای حفاظت از هویت فرهنگیانسان ها

هویت فرهنگی ملت‌ها موضوعی نیست که در طی چند ماه و دوره کوتاه بتوان آن را ساخت، بلکه نیاز به گذشت میلیون‌ها یا حتی میلیاردها سال دارد تا رنگ واقعی گرفته و عمیق شده و در تاروپود مردمان آن رخنه نماید، در این میان بافت‌های تاریخی به‌عنوان سردمداران هویت و فرهنگ همیشه توانسته‌اند بخش عمده‌ای از مسئولیت حمل هویت ملت‌ها را بر دوش بگیرند و آن‌ها را از پس سال‌ها گاه با زبان نقوش حکاکی شده بر روی خود و گاه با دست‌نوشته‌های تاریخی و گاه با بناها و طاق‌ها، ایوان‌ها، برج‌ها و باروهای خود بیان نمایند، ازاین‌رو است که صیانت از بافت تاریخی شهرها جزء رسالت‌های بزرگ برای مردمان هر دوره در جهت حفظ این هویت فرهنگی نهفته در خشت خشت این بناها می‌باشد، این تاریخ شهرها در کنار هم است که تاریخ کشورها را ساخته و این هویت مردمان آن است که هویت ملت‌ها را بازگو می‌کند و کدام کشور را می‌توان یافت که از مردمانش جداشده باشد.

 بناهای تاریخی که گاه به ابتکار برخی شهرها به اقامتگاه‌های بومگردی زیبایی تبدیل‌شده‌اند، توانسته‌اند به‌خوبی راه ارتباطی مؤثری را بین فرهنگ گذشتگان ما و نوع زندگی امروزی گشوده و روح تازه‌ای در کالبد بی‌جان مکان‌هایی این‌چنینی و هم در جسم خسته و زنگارگرفته آدمی امروز غرق در تجملات و خودباختگی بدمند و ازآنجاکه سنت همیشه لطیف‌تر از مدرنیته توانسته با درون‌مایه آدمی ارتباط برقرار نماید به همین دلیل حضور در چنین فضاهایی ناخواسته آدمی را مجذوب می‌کند، حال‌آنکه اگر چاشنی برخی محافل شبانه این مکان‌های سنتی حافظ خوانی و خواندن غزلیات ناب از این شاعر دوست‌داشتنی ایرانی و تمسک به فال حافظ باشد که حال و هوای سنتی آن را کامل نموده و میراث به‌جامانده از گذشتگان ما را با جلوه‌ای دوچندان در چشم رهگذران آن به تابلو درمی‌آورد و خود در غالب اشعار زبان گویایی می‌شود و چنان لب به توصیف می‌گشاید که زبان سخنوران را قاصر و ناتوان می‌کند و با خنجر لطیف شعر به جنگ پلیدی‌ها می‌رود.

فرهنگ همیشه یک میراث گران‌بها و یک ثروت بی‌بدیل است که باید به شایستگی ارزش آن حفظ گردد تا گذر زمان بر چهره دلربای آن خدشه و خراشی وارد نکند، حفظ داشته‌ها مرتبط با هویت تاریخی هر شهر مسئولیت خطیری است که متولیان امر باید بدان توجه ویژه‌ای منظور دارند، تخریب غیراصولی و تحریف تاریخی بسیاری از بناها به علت بی‌توجهی و بی‌مهری برخی افراد و مسئولان یعنی زیر سؤال بردن ملموس‌ترین هویت تاریخی یک ملت و دخالتی بدون هیچ‌گونه پشتوانه علمی، نظارت و آسیب‌شناسی در عملیات عمرانی در جهت حفظ و تداوم و به‌کارگیری اصولی این بناها یعنی حفظ هویت چند هزارساله ملتی که تمام برهه‌های تاریخی را باشعور و ایمان خود چنان گذرانده و قله‌های افتخار را باصلابت کامل فتح نموده که هر بخشش می‌تواند، کلکسیونی از افتخارات برای یک ملت بزرگ باشد، چه برسد سراسر این تاریخ پرگهر که همیشه ایران و ایرانی را مهد علم و ادب و فرهنگ بیان نموده به‌گونه‌ای که می‌توان در غزلیات ناب شاعران آن شعر و شعر را درهم‌آمیخته و جدانشدنی یافت و بدین ترتیب تمام وجودت پر از حس غرور شد.



مقاله ارزشمند پیرامون حافظ و فال حافظ

فرش قرمز حافظ

فرش قرمز حافظ جزء مراسماتی است که هرساله در تابستان حال و هوای حافظ خوانی را بر شهر حاکم می‌کند و بوی غزلیات ناب آن را می‌توان در آن زمان استشمام نمود، جمع شدن تعداد کثیری از هنرمندان تلویزیون و سینما و انتخاب برترین‌های آن‌ها به بهانه خواندن فال حافظ و اشعار آن و شروع جشن خود می‌تواند ما را به فرهنگ اصیل ایرانی بازگردانده و یادآور فاصله چند هزارساله ما از این یادگار با اصالت شود، برگزاری مهمانی‌هایی که بذر نشاط را در بین افراد جامعه بپراکند خود یکی از توصیه‌های مهم دین ما است اما آنچه اکنون به چشم می‌خورد مخلوط شدن و درآمیختن این مراسم‌ها بافرهنگ‌های بیگانۀ غربی است که نتیجه‌ای جز گره خوردن به بی‌اصالتی و فرورفتن در گرداب خودفروختگی ندارد.

فرش قرمز حافظ هرساله باشکوهی خاصت برگزار می‌شود و محفلی صمیمی و دوست‌داشتنی از بازیگران محبوب ایرانی را گرد هم جمع می‌نماید اما اکنون متأسفانه تا حد زیادی هویت خود را ازدست‌داده و به یک سالن مد و مدگرایی مطلق تبدیل گشته و نماد و الگویی برای جوانان شده است، جوانانی که قرار است ستون‌های این کشور را محکم و استوار نمایند حال چالشی جز مدلینگ را در سر نمی‌پرورانند، توجه به روحیه تنوع‌طلب جوان و هم‌راستا با آن ارائه راه‌کارهایی که مد را در قالبی دینی و متناسب بافرهنگ ایرانی اسلامی ارائه دهد یک مسئولیت خطیر و بزرگ است که باید از سوی مسئولان موردتوجه ویژه قرارگرفته تا در سایه چنین تیزنگری مراسمات زیبایی چون فرش قرمز حافظ را به حواشی ناخوشایند نکشانده و دست‌آویزی برای کسانی که همیشه به دنبال یافتن راهی برای سلطه بر افکار، اندیشه، روح و روان جوان ما هستند باز نگذارد، تمسک به فال حافظ با تعبیر آن اگر اصل در این مراسم قرار گیرد و تنها به یک نماد از آن اکتفا نشود و راهکارهای آن موردتوجه واقعی قرار گیرد دیگر جایی برای نمایش و فرورفتن در مد و مدگرایی باقی نمی‌گذارد.

انحراف در مد شاید در نگاه اول چنان مهم نباشد و توجه دلسوزان و هشدارهای آن‌ها یک نوع وسواس به شمار آید، اما پیامدهای آن شاید خیلی وسیع‌تر از آن باشد که تا حال بدان توجه شده است، انحراف اعتقادی که در اولین گام خود را به نمایش می‌گذارد بزرگ‌ترین و دردناک‌ترین معضلی است که دست بی‌رحم مدگرایی آن را بر گردن جوامع می‌اندازد و به هر سو که می‌خواهد می‌کشد، گرفتار شدن در رذایل اخلاقی یعنی طعم تلخ فرورفتن در باتلاقی را چشیدن که یک نوع مد به صاحبان خود تلقین می‌کند. مدها با زبان رنگ و طرح فرهنگ‌ها را ناخواسته به جامعه وارد می‌کنند برخی از آن خشونت و برخی دیگر بی‌بندوباری، گاه آدمی را در اسراف غرق کرده و گاه میل سیری‌ناپذیر تجمل‌گرایی را در آدمی به حد طغیان می‌رسانند حال اینکه بهره بردن از فال حافظ با تعبیری درست و واقعی می تواند گره کشای خوبی در این میان باشد.

فال حافظ با پراکندن شمیم زیبا و عطر دلنواز غزل نفس پاک آدمی را بیدار کرده و وی را به این حقیقت محض راهنمایی می‌نماید که اگرچه میل به زیبایی در سرشت آدمی خانه کرده اما مسلماً آنچه از سوی غرب به جامعۀ ما تزریق می‌شود چیزی متمایز با آن خواهد بود، انحرافات جنسی و تابع بی‌چون‌وچرای غریزه بودن، تحریک امیال نفسانی هدفی است که از ورود این عناصر دنبال می‌شود تا جوانان کشور را در دام شکست و ناکامی، تضییع انرژی عاطفی و ذهنی و روانی،، اضطراب، بحران هویت، بی‌ارادگی محض و... گرفتار کرده و به‌جای تمرکز بر زیبایی‌های واقعی و درونی که ریشه در ذات آدمی دارد افکار وی را در این مسائل پوچ مشغول و اسیر نماید.



مقاله ارزشمند پیرامون حافظ و فال حافظ

خیانت بین همسران

شروع یک زندگی شیرین و یافتن فردی که درکنارآن احساس آرامش نموده و وجودت لبریز از حس خوشایند دل‌بستگی شود تجربه‌ای است که امروزه فقط به سال‌های اولیه زندگی زوجین منتهی شده و به‌مرور و گذشت زمان این سردی است که خانه دل هر دو را به تسخیر خود درمی‌آورد، عشق و احساس تعلق‌خاطر به فردی که برای زندگی یک‌عمر انتخاب نموده‌ایم موضوعی است که هر فرد در یک ازدواج سالم از آن انتظار دارد و پاشیدن بذر عشق و علاقه در میان تمامی روزنه‌های ریزودرشت زندگی نیازی است که از سوی هر دو طرف مطالبه می‌شود.

آنچه امروزه الگویی از زندگی مشترک غربی را به نمایش می‌گذارد آزادی بی‌قیدوشرط است که زوجین برای خود در یک زندگی مشترک احساس می‌کنند و پایبندی به مسائل اخلاقی چیزی جز خرافه و عقب‌ماندگی معرفی نمی‌شود، از طرفی در جامعه کنونی ما ترویج تنوع‌طلبی، بی‌احترامی، تهمت، خشونت، بی‌توجهی، موضوعی است که در بسیاری از خانواده‌های مطرح و آن‌ها را درگیر نموده و علت به وجود آمدن آن را می‌توان در ضعف آموزش‌های فردی یافت زیرا هیچ‌یک از زن و مرد برای زندگی مشترک تربیت‌نشده‌اند، ازاین‌رو عدم وجود رابطه صمیمی در خانه، بی‌هدفی و بی‌مسئولیتی زوجین، انتخاب نادرست و بدون شناخت کافی، ضعف در برطرف شدن نیازهای عاطفی، تغییر ویژگی‌های ظاهری و باطنی، عدم وجود همدلی کافی و...همه دست در دست هم داده و زمینه‌ساز خیانت‌های یکی و یا هردوی آن‌ها را فراهم می‌کند.

برخی آنقدر بی توجه و نادان هستند که حتی برای خیانت فال حافظ می گیرند و از ما می خواهند که آن را تعبیر کنیم ! واقعا یک همچنین عملی درست است؟ واقعا استفاده فال حافظ با این همه مسائل عظیم یک جور هتک حرمت محسوب نمی گردد؟ پس بیاییم بیشتر توجه کنیم و از دیوان حافظ در جهت استقرار زندگیمون بهره ببریم.

خیانت بین همسران یک مشکل بزرگ است و نمی‌توان آن را به یک دلیل مربوط دانست و فقط از یک زاویه خاص آن را موردبررسی قرارداد، هرچه موضوع بزرگ‌تر، عمیق‌تر و حادتر باشد مسلماً بررسی آن به جوانب بیشتری نیاز دارد و سطحی‌نگری و از یک‌جهت به موضوع نگریستن نه‌تنها باعث حل آن نمی‌شود بلکه به گسترش آن نیز کمک می‌کند، خیانت بین همسران خود زمینه‌ساز معضلات بزرگ اجتماعی است، افزایش زنان خیابانی، بازیچه قرار دادن احساسات طرف مقابل، جدایی‌های عاطفی و درنهایت عوض شدن سبک و سلیقه و اعتقادات افراد نسبت به زندگی مشترک و گرفتار شدن در دام مدل‌هایی از زندگی غربی که ولنگاریی جنسی را ارزش معرفی می‌کند تنها گوشه‌ای از تأثیر نامطلوب خیانت و بی‌قیدی به مسائل خانوادگی است که امروزه به‌عنوان یک فرهنگ در گوش جوانان ما از سوی رسانه‌های غربی خوانده‌شده و تا حال بسیاری از کشورها را در لجن‌زار خود غرق نموده است.

اگر به دنبال راه‌کاری برای رهایی از این معضل هستید که کمر جامعه‌های بزرگ را در هم می‌شکند و تأثیرات نامطلوبش تا چند نسل ادامه داد، بدانید که آن را باید در بطن زندگی خود یافته و به کار ببندید، افزایش جاذبه‌های زندگی زناشویی، ایجاد فضایی امن، صمیمی و صادقانه، بالا بردن مهارت‌های کلامی، نثار محبت و مهر، ایثار و گذشت، تقویت حس انتقادپذیری، افزایش همدلی، شکر گذاری، ارتقاء سطح نشاط، همدردی، مسئولیت‌پذیری شخصی، گنجاندن تفریحات سالم مانند ورزش و مسافرت و... همگی می‌تواند خانواده‌ای سرزنده را پدید بیاورد که تمامی افراد در آن لبریز از حس اعتماد متقابل هستند و هیچ‌یک به دنبال تخریب شخصیت دیگری نبوده و یکدیگر را بازیچه امیال شیطانی خود قرار نمی‌دهند.



طلاق و موارد حقوقی آن

طلاق واژه ناملموسی است که گاه سایه شوم خود بر زندگی‌ها انداخته و کانونی که با امید و محبت پایه‌ریزی شده بود، به میدانی برای نمایش میزان قدرت و توانمندی زوجین تبدیل می‌کند و البته هر که در اینجا ظریف‌تر و نورسته‌تر باشد صدمه بیشتر دیده و زخم‌ها و جراحت‌هایش عمیق‌تر است، آری فرزندان این گل‌های نوشکفته باغ زندگی که باید با باغبانان مهربانی چون مادر و پدر و باعاطفه سرشار آن‌ها آبیاری می‌شدند، حال مجبورند ریشه‌های خود را به‌سوی باتلاق‌های نامعلوم و مجهول روانه کنند و در جامعه‌ای که درندگان بسیاری لباس آدمیت بر تن کرده‌اند، با آن‌ها تنها و یک‌تنه بجنگند، طلاق چه از سوی زن آغاز گردد و چه از سوی مرد چه حقی گرفته شود و چه حقی پایمال گردد، در هر دو صورت یک بازی منحوس است که زن و مرد هر دو در آن بازنده خواهند بود و اگر خشم و غضب که سراسر وجودشان را فراگرفته و سرنوشت زندگی‌شان را در دست، لحظه‌ای از خود دورنمایند خود نیز به این واقعیت تلخ پی خواهند برد.

دعوا، جنجال، برخوردها، عكس‏‌العمل‌هاي نامعقول و اتلاف وقت تنها بخش کوچکی از صدماتی است که ورود به دادگاه‌های خانواده برای زوجین به همراه دارد و تبعات روحی و روانی که تا آخر عمر شریک زندگی‌شان خواهد شد را نمی‌توان حذف و یا نادیده گرفت، یک زندگی سخت و طاقت‌فرسا هرچند ازنظر زن و مرد غیرقابل‌تحمل به نظر برسد، ولی در همین زندگی معیوب که چرخ‌هایش رو به خرابی می‌رود و افتان‌وخیزان به مسیر خود ادامه می‌دهد، فرزندان احساس امنیت و نشاط بیشتری را تجربه خواهند کرد تا زمانی که ناچارند فشارهای شدید و سنگین طلاق والدینشان را بر دوش نحیف خود بکشند، درهرصورت می‌توان طلاق را بر اساس قانون بر چند قسم تقسیم نمود، بائن، رجع، خلع و مبارات، توافقی که هر یک به‌صورت جداگانه شرایط و مراحل خاص خود را برای به اجرا درآمدن دارند.

در طلاق رجعی راه بازگشت برای مرد و آغاز دوباره زندگی زناشویی وجود دارد، اما در طلاق بائن چنین حقی از مرد ساقط گشته و در صورت رضایت طرفین می‌تواند مرد درخواست ادامه زندگی را داشته باشد، در دو نوع طلاق خلع و مبارات نیز که در آن‌ها اصل کراهت مطرح است، دارای تفاوت کمی باهم هستند، خلع زمانی صادر می‌شود که زن از شوهر خود کراهت داشته در این صورت با پرداخت مبلغی درخواست طلاق دارد، اما در نوع مبارات هر دو طرفین زوج و زوجه از هم بیزار بوده و درخواست صدور طلاق را خواهند داشت و درنهایت طلاق توافقی که امروزه از سوی اکثر زوجین مورد استقبال بیشتری است بعد از به توافق رسیدن زن و مرد بر سر مسائلی چون مهریه، نفقه، جهیزیه، حضانت فرزندان و... با تنظيم و تسليم دادخواست در مرجع قضايي صالح (دادگاه خانواده) صورت می‌گیرد.

به‌هرحال فرقی نمی‌کند کدام‌یک از انواع طلاق خاتمه دهنده زندگی زناشویی است آنچه در اینجا مهم است، قبح عملی است که عرش خداوند را به لرزه درآورده و تمامی مسببان آن را در عدل الهی به پاسخگویی می‌خواند، بر هم زدن کانونی که خداوند اراده نموده منبع خیر و نیکی، انس و الفت باشد و به آتش کشیدن اعتماد متقابل و تمام تلاش‌هایی که برای برپایی و تداوم یک زندگی صرف شده و سست نمودن پایه‌های جامعه که بر خانواده‌های خود استوار است، کاشتن بذر شیطانی است که نتیجه‌ای جز تباهی تمامی افراد جامعه را نخواهد داشت.



مقاله ارزشمند پیرامون ناهنجاریهای اجتماعی

میل و رغبت روزافزون دختران به قلیان

امروزه شاهد پر شدن فراغت عصرگاهی دختران جوان در میان دود و دخانیات هستیم جایی که تا دیروز پاتوق آدم‌هایی بود که از زندگی هیچ نمی‌خواستند جز گذران لحظاتی در بی‌خیالی، حالا نصیب قشری از جامعه شده که اگر خوب بگردیم در میان آن‌ها افراد تحصیل‌کرده و با مدارج بالای علمی کم نیست، درد جامعۀ بافرهنگ و اصالت امروز ما هر بار با طرح و نقشی دیگر خودنمایی می‌کند و این بار خود را با قلیان نشان می‌دهد و دختران جامعه ما را در دود خود غرق می‌سازد تا از نسل شاداب و پرانرژی نسلی خسته، بی‌حوصله و بی‌انگیزه بسازد که آینده روشن خود را حالا به سرخی زغال قلیان سپرده و همراه خاکستر شدن زغال، خاکستر شدن زندگی خود را نیز به نظاره نشسته است.

سفره‌خانه‌های قدیمی که در برخی از آنها اشعار و غزلیات حافظ هم تزیین شده اند که تا دیروز حتی ردپایی از این دختران جوان در خاطر خود نداشت دیگر به یک مکان تفریحی و همیشگی عده‌ای از آن‌ها مبدل شده که گاه به‌تنهایی و گاه گروهی، جمع‌های دوستانه خود را در این مکان‌ها تشکیل می‌دهند و به گمانشان فقط تفریحی گذراست که چندی بعد آن را فراموش خواهند کرد اما نمی‌دانند ناخواسته چه بلایی بر سرخود آورده و زمینه اعتیاد شدیدتری را برای خود فراهم می‌کنند زیرا رطوبت موجود انتقال مواد سمی به داخل خون را تسریع بخشیده و علاوه بر اعتیاد، سرطان، آلرژی و حساسیت، بیماری ریوی، سرطان دهان، نازایی، دیابت و... را نیز مهمان‌خانه وجود خودکرده و صدمات جبران‌ناپذیری را بر روح و روان خود وارد می‌کنند. حداقل اینکه اگر با فال حافظ مشورت می کردند و تعبیر آن را از کاربلدی می پرسیدند وضعیتی بهتر از این داشتندو خود را گرفتار نمی ساختند.

غفلت خانواده‌ها از دختران جوان خود، این جواهرات حساس و شکننده شاید بزرگ‌ترین دلیلی باشد که آن‌ها را برای پر نمودن اوقات فراغتشان به سمت‌وسوی این مکان‌ها سوق داده است به‌گونه‌ای که برخی از آن‌ها خود ابراز می‌کنند والدینشان در بی‌خبری کامل به سر برده زیرا از نگاه سنگین آن‌ها و اطرافیانشان نگران هستند به همین دلیل ناچارند به‌دوراز چشم والدین در چنین مکان‌هایی حضور پیدا کنند.

افزایش مصرف قلیان در کنار دخانیات باعث رشد وحشتناک بیماری‌ها در بین بانوان جامعه گشته است به‌گونه‌ای که شاهد بروز انواع بیماری‌ها در دختران، مادران و حتی نوزادان تازه متولدی هستیم که در معرض دود انواع مختلف دخانیات قرارگرفته‌اند، چگونه ممکن است هر فردی در معرض ورود مواد سنگین شیمیایی قرار گیرد اما از شر آن درامان بماند، تفریحات ناسالمی که امروزه به جوان ما تعارف می‌شود تمامی مرزهای اخلاقی و اعتقادی را درهم‌شکسته و از جوان ما انسان‌هایی خموده و بی‌تفاوت می‌سازد، دورهمی های دوستانه قدیمی که صفا و صمیمیت آن‌چنانی را یادآور می‌شد حال با تلخی دود و سیاهی قلیان گره‌خورده، دوستی‌ها و دوستان کاذب امروز خنجر در دست هم خود را زخمی کرده و هم آنکه را ادعای دوستی و دوست داشتنش را داشته‌اند.

مصرف دخانیات هیچ‌گاه جایگاه مناسب و قابل ارزشی در فرهنگ اعتقادی اسلامی ما نداشته و هرچند تهاجمات غرب سعی در شکستن قبح آن در جامعه ایرانی ما دارد هنوز مقاومت شدید با آن احساس می‌شود در این میان توجه نمودن خانواده‌ها به مسئولیت خطیری که بر دوش دارند از اهمیت زیادی برخوردار است، اصلاح روابط والدین، القاء حس مفید بودن، ایجاد تفریحات سالم در حد شئونات جامعه، برداشتن محدودیت‌های دست و پاگیر، بالا بردن حس ارزشمندی در خانواده همگی می‌توانند دختران این مادران آینده و سازندگان جامعه‌ای آرمانی را از دام چنین بلایایی مهلک و خانمان‌سوز برهاند تا سلامتی آن‌ها به حراج نرود.

مشورت با فال حافظ می تواند این موضوع را اصلاح کرده و خانواده ها را نسبت به سلامت روح فرزندانشان یاری نماید.



مقاله ارزشمند پیرامون حافظ و فال حافظ

بررسی اختصاصی شبکه‌های اجتماعی

انقلاب ارتباطات با ورود ماهواره، اینترنت و... در کالبد جامعه‌ها دمیده شد و رسانه‌های الکترونیکی حاملان عقاید و افکار شدند، ازاین‌رو مفاهیم کلی جهان دارای دگرگونی شد و وب‌سایت‌ها و درکنارآن شبکه‌های اجتماعی دنیای جدیدی را رقم زدند و به علت اینکه شبکه‌های اجتماعی یک رابطه دوسویه را برای مخاطبان خود فراهم می‌کردند در مقابل وب‌سایت‌ها مورد استقبال بیشتری قرار گرفتند ازاین‌رو شبکه‌های اجتماعی بزرگ مانند فیس‌بوک باهدف تشکیل یک جامعه بزرگ، آمازون بزرگ‌ترین کتاب‌فروشی دنیا، ویکی‌پدیا بزرگ‌ترین دایره المعارف دنیا، ابای (ebay)  بزرگ‌ترین سوپرمارکت دنیا و... پا به زندگی بشر امروز گذاشتند و بر روی روابط اجتماعی آن تأثیر و آن را متحول نمودند به‌گونه‌ای که یک نوع رابطه صمیمی در بین کاربران این شبکه‌های شکل گرفت که تا چندی پیش تصور آن‌هم محال بود.

رسانه‌های گروهی به‌یک‌باره مرزهای جغرافیایی را درهم نوردیده و مانند موجی فراگیر جامعه‌ها را در برگرفتند و ازاین‌رو دولت‌مردان را غافلگیر و پایه‌های حکومت‌ها را لرزاندند و قلمروی جغرافیایی و حاکمیت بر مرزها را به‌صورت کاملاً متفاوت معنا نمودند، درواقع این فناوری‌های نوین ارتباطی باهدف رسیدن به یک دهکدۀ جهانی متولد شدند، اما دیری نگذشت که جهان شیشه‌ای از میان آن سربیرون آورده و نقش مکان و فاصله مکانی را به‌شدت کم‌رنگ نمود، رسانه‌های اجتماعی چنان تحولات اجتماعی جوامع را در دست گرفتند و به‌سرعت به برقراری ارتباط و انتقال اطلاعات در سطح وسیعی اقدام نمودند که می‌توان عصر حاضر را عصر انفجار اطلاعات نامید.

شبکه‌های جهانی اجتماعی که در آن افکار عمومی جهت پیداکرده حال به مکانی برای اتحاد بیشتر تبدیل‌شده که در آن از حقوق افراد دفاع می‌شود، تقاضای مردم از مسئولان مطرح می‌گردد، آگاه‌سازی‌ها در مورد مسائل مختلف صورت می‌گیرد، جنبش‌های مختلف شکل می‌گیرد، از افراد تحت ستم حمایت می‌شود و... این شبکه‌ها می‌توانند حتی در مسائل سیاسی نیز به‌طور گسترده حاضرشده و نقش ایفا نمایند شیوه‌های حکومت‌داری را نقد کنند، بر کارکردهای دولت نظارت کنند، نهادهای مدنی را تقویت نمایند، به تحریک احساست سیاسی جامعه بپردازند و... حتی دانشمندان علوم ارتباطات عقیده دارند امروزه دیگر این شبکه‌ها می‌توانند سیاست‌های خارجی کشورها را نیز جهت‌دهی نمایند.

در ایران نزدیک به 78% از کاربران اینترنت حداقل دریکی از شبکه‌های اجتماعی عضو هستند و برای اغلب کاربران اینترنت در ایران شبکه‌های اجتماعی کارکردی باهدف کسب حجم بالایی از اطلاعات در مدت‌زمان کم و صرف هزینۀ محدود دارد، عرصه وسیع اطلاعاتی که این شبکه‌ها در اختیار افراد قرار می‌دهند جذابیت‌های خاص خود را دارد البته نه به جذابیت فال حافظ، اما آنچه را که نمی‌توان نادیده گرفت تأثیر عمیقی است که بر جنبه‌های اجتماعی کاربران گذاشته و هویت آن‌ها را تا حد زیادی متزلزل نموده است، زیرا کاربران این شبکه‌ها که اغلب از نسل جوان هستند در دودنیای واقعی و مجازی و تفاوت‌های بین آن‌ها سردرگم می‌شوند و در دوجهانی که پیرامون آن‌ها شکل‌گرفته هویت اصلی خود را گم می‌کنند، تحولات اجتماعی در کنار تغییرات ساختاری جامعه‌ها به بحران‌های هویت اجتماعی دامن می‌زنند، ازاین‌رو اگرچه این شبکه‌ها فرآیند جهانی‌شدن را تسریع بخشیدن اما به‌هرحال فواید و مضرات خاص خود را نیز داشته که نمی‌توان از کنار آن‌ به‌سادگی گذر نمود ازاین‌جهت برای مقابله با این معضل فراهم نمودن برنامه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی هویت‌ساز الزامی احساس می‌شود.

وحالا شاید بتوان زمان را مناسب دانست و ازاهمیت حافظ و حافظ خوانی صحبت به میان آورد و در بین این هجمه های شبکه های اجتماعی گوناگون فیسبوک ، گوگل پلاس ، تلگرام ، واتس اپ ، توئیتر و ... حتما فال حافظ می تواند کمک خیلی خوبی باشد و بنابراین از فال حافظ بیشتر کمک بگیریم تا در بین این همه از شبکه های اجتماعی پریشان خاطر نگردیم.



مقاله جدید از حافظ و فال حافظ

مدلینگ و فال حافظ

عموما هرروز خبرهایی از دستگیری باند قاچاق زنان و دختران خوشگل و زنان زیبا سوژه خبری پلیس و روزنامه ها می باشد و عموما به جای پرداختن به اصل ماجرا، به دنبال این هستند که عکس این دختران خوشگل را ببینند و سطحی از کنارش می گذرند.

توجه به مد و مدلینگ این ابزار شیطانی که میل به دیده شدن، شور و اشتیاق، تب‌وتاب جوانی را نشانه گرفته، این نیروی فوق‌العاده جوانی را که باید در محضر بزرگی به نمایش گذاشته‌شده و پله‌های ترقی معنویت را به کمک آن‌ها طی نمود امروزه مورد سوءاستفاده‌هایی قرارگرفته است و وسوسه حضور در این محافل و شوق معروف شدن را در ذهن جوان جویای نام و شهرت شعله‌ور کرده و زمینه سوءاستفاده را از ضمیر پاک او فراهم می‌کند، حال‌آنکه اگر جوان امروزی برای فرار از این معضلات به دامن معنویات می‌گریخت دنیای ما شاهد این‌همه مشکلات روحی و روانی نبود، با نگاهی ژرف به تعلیمات دینی و غزلیات ناب بزرگانی چون حافظ که در ذره‌ذرۀ زندگی گذشتگان ما جاری و ساری بوده است می‌توانید راه‌های سعادت را به‌راحتی بیابید آنجا که فال حافظ به تو راه را نشان می‌دهد اگر پردۀ غفلت از دیده و دل بردارید آن را به عینه خواهید یافت.

گریه شام و سحر شکر که ضایع نگشت   قطره باران ما گوهر یک‌دانه شد

از زمانی که آدمی غرق در دنیایی مادی شد و صنعت زمام امور آن را چنان در دست گرفت که عقل و خرد بردۀ بی‌چون‌وچرای او شدند، نگاه ساده‌انگارانه، تمامی زوایای زندگی انسان را در خود فروبرد و آدمی چشم و گوش بسته مطیع و رام هوس بازی هوسرانان و ابزار منفعت منفعت‌طلبان گشت، درحالی‌که خود غفلت زده و بی‌خبر سر در گریبان گمان می‌کند در بهشت موعود جای گرفته است، توجه به مد و مدگرایی نمونه‌ای از خود بی‌خبری و غفلت است، توجه به‌ظاهر و آراستگی جسم که تا دیروز راهی برای رسیدن به کمال انسانی و آراستگی روح بود امروز به مهم‌ترین و آرمانی‌ترین هدف تبدیل گشته و انسان سرخورده و ملول و دورافتاده از معنویات برای تسکین و آرامش خود پناه به انواع ابزارهای زیبایی را تنها راه رسیدن به کمال می‌داند، چه بسیار جوانانی که در دام این ابزارها گرفتارشده و آبروی خود و خانواده خود را در معرض خطر قرار داده‌اند اگر آدمی به‌سرعت به اصل وجودی خود بازنگردد و در پناه آموزه‌هایی چون ادعیه و فال حافظ با تعبیرهای راهگشایش آرامش رفته را به خود بازنگرداند نتیجه‌ای جز همه‌گیر شدن طاعون خودباختگی و غرب‌گرایی نخواهد داشت.

 خبرهای مختلف که به دام افتادن باندهایی بانام مراکز مدلینگ که باهدف، قرار دادن آبروی افراد دست به سوءاستفاده و کسب درآمدهای نامشروع می‌زنند زیاد از گوشه و کنار به گوشمان می‌رسد که طعمۀ آن‌ها اغلب دختران جوانی است که با رؤیای مدل شدن و کسب درآمدهای آن‌چنانی به سراغ این مراکز می‌روند و ناکام و سرخورده بازمی‌گردند، آیا راه‌کار بهتری جزء سایه‌سار امن فال روزانه حافظ که بدانید همه‌اش خیراست و نیک بختی و جایی برای شر و تباهی نیست می‌توان یافت، بیایید این بار زیبایی را نه در قالب جسم بلکه در قالبی بسیار فراتر و کهکشانی جستجو کنید و زمانی از این معیارهای خاکی فاصله بگیرید و قلبتان را به وسعت آسمان ببخشید و با فال حافظ به عمق معنویات عروج کنید و تا می‌توانید از این حس و حال ناب برای روزهای پرتلاطم زندگی تحفه برگیرید.